السيد محمد رضا المدرسي
175
تشيع در تسنن ( فارسي )
بنابر اين ، در يك جمع بندى بايد گفت كه أولا ، بعضي از نحويون مثل " سيرافى " و " ابن جنى " خفض به جوار را أساسا انكار كرده اند . ثانيا ، بر فرض قبول خفض به جوار ، محققين ( به تعبير ابن هشام ) گفته اند : تنها موارد نادرى براي آن وجود دارد ، آن هم فقط در نعت وتأكيد ، نه عطف نسق كه محل بحث ماست . با وجود همه اينها ، چگونه مى توان كلام الله مجيد را - كه فصيح ترين وبليغ ترين كلام است وجن وانس از آوردن مثل آن عاجزند - ، بر اين احتمال مردود حمل كرد ؟ آيا اين همان تحميل خواست خود ، بدون دليل ، به قرآن كريم نيست ؟ ! بررسى نمونهء ديگر خفض به جوار اگر كسى بگويد غير از آيهء وضو ، در آيههاى ديگر نيز - حداقل بنا بر بعضي از قراءات - جر به جوار احتمال داده شده است ، چنان كه برخى * ( وحور عين ) * ( 1 ) را به جر ، يعنى " حور " خوانده اند ، با آن كه از نظر معنا نمى تواند عطف بر " بأكواب " باشد ، زيرا معناى آية اين نيست كه " ولدان " ، " حور " را برداشته وبر بهشتيان طواف مى كنند . پس بايد مجرور به جوار " أكواب وأباريق " باشد ومعطوف بر " ولدان مخلدون " كه مرفوع است .
--> 1 . واقعه ، آية 22 - 17 : * ( يطوفون عليهم ولدان مخلدون * بأكواب وأباريق وكأس من معين * لا يصدعون عنها ولا ينزفون * وفاكهة مما يتخيرون * ولحم طير مما يشتهون * وحور عين ) * ، نوجوانانى جاودان پيوسته گرداگرد آنان مى گردند * با كوزهها ومشربهها وجامهاى پر از شراب ناب * كه نه از آن درد سر گيرند ونه بي خرد گردند * وميوه خوش از آنچه كه بخواهند * وگوشت مرغان از هر غذا كه مايل باشند * وزنان سيه چشم زيبا صورت .